درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

Online User

جنبش Letter4u

soft war

 

بدان که تدبر از جمله آداب معنوی قرآن است. و ادب‏ها که تعلّق به قرآن می‏دارد، دو نوع است: صوری و معنوی، ظاهری و باطنی؛ و تاکسی به نسبت قرآنْ رعایت مجموع آداب ننماید، از فیض او بهره‏مند نشود:

;از خدا خواهیم توفیق ادب ;بی ادب محروم ماند از لطف ربّ

ادب‏های ظاهری

بدان که ادب‏های ظاهری قرآن که قاری را رعایت آن باید نمود، ده است:

اول: طهارت: اگر قاری از مصحَف خوانَد بر وجهی که مَسِّ آن کند [باید طاهر باشد [و افضل آنکه با وضو باشد.

دوم: رو به قبله: جلوس به هیأت ادب و سکونْ رو به قبله کرده و سر در پیش افکنده و به خضوع و خشوعِ تمام متوجه گشته باشد.

سوم: رعایت ترتیل: یعنی حروف را از مخارج آن ادا نماید و محافظتِ وقوفْ لازم شِمُرد.

چهارم: افتتاح به استعاذه و تسمیه: استعاذه قبل از قرائت گوید در آغاز سوره و غیر آن، اما تسمیه در افتتاح سوره باید و بعضی در همه وقتْ تسمیه را احسن داشته‏اند.

پنجم: مراعات به جواب: و آن دو نوع است، فعلی و قولی. فعلی آن است که به وقت تلاوت آیه سجده، سجده کند، اما قولی، جواب بعضی آیات است بر وجهی که از تاریخ نقل کرده‏اند. [مثل آنکه هر جا «یا ایها الذین آمنوا» آمد، بگوید: لبیک].



ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ] [ 11:23 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]

  «ای خدای ابا عبدالله!«یا لیتنا کنا معک»ما را آکنده از صداقت و اخلاص کن! ای خدای عباس! تنها تویی که می توانی عشق را با جنگاوری وادب را با دلاوری در وجود کسی متجلی کنی. ما را به دست ساقی؛ ابوفاضل از این فضایل سیراب کن! ای خدای زینب! تو را به عظمت زینب سوگند که جلوه ای از جلال زینب را به مردان و زنانمان بنمایان تا جلوه های فریبای دنیا در نگاهشان رنگ ببازد!
ای خدای علی اکبر! ما را در سنت ذبیح عزیزان ، پیش پای محبوب ، شیعه حسین قرار ده!
ای خدای سکینه! به هنگامه ظهور مصیبت ، آرامش و سکینه ای عنایتمان کن که درد و داغ و بلا را چون مهر و لطف و صفا برجان خویش بپذیریم و زبان جز به مدح وشکر تونگشاییم!
ای خدای قاسم! حلاوت شهادت را شیرین تر از عسل، به ذائقه مان آشنا کن!
ای خدای علی اصغر! توکه به کوچک ترین سرباز حسین، برترین کمال را بخشیده ای ، عشق و وفا را ، از شیعیان حسین دریغ نکن.
ای خدای حبیب! دلمان را تا واپسین دم کهولت وپیری، همچنان جوان عشق حسین بدار!
ای خدای ذوالجناح! وقتی که اسبی در آستان حسین ، برمعرفتی چنان دست می یابد، روا نیست که سالکان کوی او محروم از معرفت بمانند.ما را تا کمترین پایه معرفت حسین تعالی ببخش .
ای خدای کربلا! ما را روز به روز با این حقیقت کربلایی که مقربانت را جام بلا بیشتر می دهد آشناتر کن.
ای خدای عاشورا! داغ فرزندان حسین را و مصیبت شیعه را به ظهور حضرت منتقم تسلی ببخش .



ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ] [ 11:22 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]
پیشایش میلاد با سعادت امام محمد باقر(ع)و لیلة الرغایب رو به همه شما عزیزان تبریک وتهنیت عرض مینمایم.

لیله الرغائب شب آرزوها شبی که آسمانش پر از برق ستارگان است.

در آن شب هر دعایی  ستاره ای خواهد شد و در پهنه­ی آسمان خواهد نشست.

بیا ستاره های هم را نظاره کنیم و بر هر کدام آمین بگوئیم.


الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد،

ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت.

ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت،

ای حی بی ذلت و ای معطی بی فطرت و ای بخشنده بی منت،

ای داننده رازها،

ای شنونده آوازها،

ای بیننده نمازها،

ای شناسنده نامها ،

ای رساننده گامها،

ای مبر از عوایق،

ای مطلع بر حقایق،

ای مهربان بر خلایق،

عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر

و بر عیب های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر،

از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت

[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 19:01 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]

خستگی یک کوه بر شانه‌هایم سنگینی می کند. لحظه‌هایم به کندی

می گذرد و حس گنگ و غریبی به گلویم چنگ انداخته است.


با دلشوره‌ها و دلواپسی‌ها همراه شده ام.

شب، طوفان شن، جاده ای گم شده در غبار، ...

پس خورشید مهربانی ات کی طلوع می کند؟ تو اینگونه می خواستی مرا؟


فانوس نگاهم را گم کرده ام... ادامه راه را نمی بینم. فکر می کنم قلبم

مزرعه است که بعد از هجوم تگرگ، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.


از نو برایت می نویسم:

خستگی یک کوه بر شانه‌هایم سنگینی می کند... اما من هنوز عاشقم.


[ جمعه 20 اردیبهشت 1392 ] [ 13:24 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]




تولد امام دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (ع) را نیمه ذیحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربیت مقام ولایت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نیکو وظیفه مادری را به انجام رسانید و بدین مأموریت خدایی قیام کرد . نام آن حضرت - علی - کنیه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادی " و " نقی " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسید و دوران امامتش 33 سال بود .

 




ادامه مطلب
[ جمعه 20 اردیبهشت 1392 ] [ 13:21 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم

تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم

آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم

و بر صورت مه آلودت می لغزیدم

ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم

تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد

که مرهمی شود برای دلتنگی هایم

ای غریبه آشنا آن روز که جادوی نگاهت تار و پود قلب نازک مرا لرزاند

وجودم از پیله غم بیرون تنید می نویسم تا به تو بگویم

تو تک صدای گیتار خاطرات منی

ای نبض دوباره من با من بمان و بخوان که بی تو گلی پژمرده ام

این تنها گوشه ای از اوای دلم بود که بی بهانه تقدیم به تنها بهانه زندگی ام کردم


[ جمعه 13 اردیبهشت 1392 ] [ 13:03 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]

من صبورم اما…

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم

من صبورم اما…

چقدر با همه ی عاشقیم محزونم!

و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ

مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم

من صبورم اما...

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی تنگ غروب

و چراغی که تورا از شب متروک دلم دور کند

من صبورم اما…

آه این بغض گران صبر چه می داند چیست….


[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ] [ 23:57 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]



همه چیز از ندانستن شروع شد، از وقتی كه چشم در كتاب درسی خواهرم كه عكس های رنگی آن مرا به دنیایی از خیال می برد می دوختم، از وقتی كه تقاضای خواندن آن كتاب را از او می كردم، می دانستم كه در كتاب او «بابا آب داد» را نوشته، اما نمی توانستم بخوانم، تنها شنیده بودم.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ] [ 23:55 ] [ وبلاگ امام نقی (ع)*بوی بهشت*(کلیبر) ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By a-cyberiun :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      ...   2   3   4   5   6   7  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic